من هنوز اعتقادم بر اینه که سال نود و چاهار توی ارایشگاه که رفتیم موهامو کوتاه کنیم وقتی دیدیم یارو اصل کاریه نیست موهای عزیز تر از جانم رو دادم دست یکی که چایی میاره ینی مطمئنم وظیفش بیشتر ازین نبود چون موهای منو به معنای واقعی رید توش خودشم همش میگفت اون خانومه فلانی الان نیستش و حیف این موهای به این پرپشتی و بلندی و خوشگلی نیست میخوای بگیری کوتاهش کنی اخه چرا و اینحرفا منم با یه لبخند فیکی بهش مبفهموندم که به تو هیچ ربطی نداره تو فقط کاری که وظیفته رو انجام بده که البته قطع به یقین این وظیفه ی تو نبود چون اصلا بلد نبودی چجوری کوتاش کنی که انقدر مزخرف انجامش دادی و منم مجبور شدم برم یه ارایشگاهه دیگه که گندکاری های تو رو جمش کنه که ازونوخت تا الانم ینی یکسال تمام گذشته و حتی به اندازه ی رشد طبیعی هم بلند نشده و واقعا مطمئنم دستت خوش دست نبود و بقولی دستت خراب بود و نمیدونم چی چی بهش میگن اما موهای من رشدش خوب بود لعنتی چشمم زدی خبر مرگت ایشالله کچلی بگیری موهام الان میتونم ببندمش و یکمی از کش میزنه بیرون یکسال ازگاره فقط تا این حد عه عه راستی ارایگشر دومیه گفتش که موهاش رو بزارم برای تست رنگ و ازینحرفا گفتیم نچ نچ نچ دستور از بالا ینی بابام رسیده که اره موهاش رو بیارین نگهدارم مثل همون قبلی ها اخه میدونین من چون تقریبا همیشه موهام بلند بوده هروخت کوتاش میکنم بجایی که موهای کوتاه شده رو یارو بریزه دور میریزیمش توی پلاستیک و همه رو نگهمیداریم یادگاری که یادمه تا الان سه تا از ارایگشر های محترم هروخت رفتم پیششون گفتن که عزیزم موهات رو کجا رنگ کردی منم گفتمشون که اره رنگ نیست و موهای خودمه اوناام باورشون نشده و گفتن که نه همون بار اولی که رنگ کردی کدوم ارایشگاه بوده خیلی خوب رنگش کرده خیلی خوشرنگه منم هر سه بار گفتمشون من تا الان حتی یکبارم موهام رو رنگ نکردم و اوناام شدیدا کف بر شدن حالا الان منظریم موهایمان بحمدالله به همان اندازه ی سابق بلند شود تا این اعتماد بنفس از دست رفته باز گردد
برچسب: از همان روزی که دست حضرت,از همان روزی که,از همان روزی که دست,از همان روزی,از همان روزی که گشتم آشنای بابلی,از همان روزي كه دست,از همان روزي كه دست حضرت,از همان روزي,
نویسنده: آراد قربانی